تبلیغات
ارزشیابی توصیفی - ماجرای شنیدنی و به یادماندنی از عالم پر رمز و راز تربیت

ارزشیابی توصیفی

آرامش خاطر مسافر كوچك سفر یادگیری

 

ماجرای شنیدنی و به یادماندنی از عالم پر رمز و راز تربیت

 

نوع مطلب :ماجرای شنیدنی و به یادماندنی از عالم پر رمز و راز تربیت ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم، مدرس ارزشیابی توصیفی استان اردبیل شهرستان پارس آباد

ماجرای شنیدنی و به یادماندنی از عالم پر رمز و راز تربیت

به راستی راز  تاثیر و تاثر عمل تربیتی در چیست . چگونه یک عمل یا سخن و نگاه و اشارتی  به تحولی شگرف در متربی  و حتی مربی منجر می شود. این ماجرا را بخوانید تادر باره آن بحث کنیم.

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.

امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. "رضایت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش "زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.

بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است !

تفسیری کوتاه براین ماجرا

دکتر هوشیار در کتاب مشهورش  تربیت را کنش و واکنش بین دوقطب سیال ( مربی و متربی) می داند که متوجه هدفی و مسبوق به اصولی است. 

این ماجرا نشان می دهد اگرچه موقعیتهای تربیتی  تاحدودی به هم شبیه هستند اما در اساس  هر موقعیت تربیتی که در آن کنش و واکنش رخ  می دهد  بی بدیل است  یعنی بی همتا است و عمل مربی باید خلاقانه متناسب با هر موقیعت بی مانند باشد  و این  عمل تربیتی مربی  و متربی است که آن را به سوی هدف رهنمون می سازد. آثار این کنش متقابل تا سالها ادامه می یابد و کلیت زندگی هردو را تحت تاثیر خود قرار میدهد. پاراگراف اخر یعنی همان مکالمه مربی( خانم تامپسون) و متربی( تدی) در کلیسا نشان می دهد که هردو  ( مربی و متربی ) تحت تاثیر نتیجه آن موقیعیت چگونه معرفت بیشتری نسبت به خود پیدا کرده اند . و چگونه این اثر در طول زندگی  ادامه یافته است . هرچند تاثیر متربی به دلیل این که در شرایط رشد نایافتگی ( کمتر رشدیافته ) قرار دارد بیش از مربی است . به هرحال کنش متقابل دراینجا کاملا نمود می یابد.و سیالیت دو قطب  که مربی نیز از این موقیعیت درس می گیرد و به فهم عمیق تری از نقش  خود و عمل تربیتی می رسد هویداست.

این ماجرا یک ماجرای استثنایی و نادر نیست  مانند این ماجرا به لحاظ ماهیت تاثیر گذاری  در جای جای این کره خاکی  رخ داده ، می دهد و خواهد داد. اما سوال این است که راز این تاثیر ناگهانی و هستی آسا در چیست . در اقتدار مربی است ؟ درعلم مربی  است ؟ یا در اراده نیک  و نیت  خیر  مربی است؟در پذیرندگی متربی و یا در ضعف اوست؟  به سخن دیگر ماهیت عمل  تربیت در چیست . این پرسشی است  ژرف که متفکران به پاسخگویی آن اقدام کرده اند . اگرچه پاسخ هایی با ان دادشده است اما سخن نهایی  هنوز به گوش نرسیده است.

افلاطون می گوید نقش معلم تذکر و کار متربی  تنبه است . این سخن بدان معنا ست که ماهیت فعل تربیتی مربی همانا تذکر است . به سخن دیگر  ماهیت کار مربی ساختن و پرداختن نیست بلکه این کار خود متربی است که در شرایط مناسبی که در ارتباط و تعامل با مربی فراهم شده است شکفتن آغاز کند. در اینجانیز عمل همدلانه مربی مبتنی بر درک عمیق از نیاز متربی  موجب حذف مانع شکفتگی تدی شد و چنین  اثری را بر جای گذاشت.

http://baher.blogfa.com/post-63.aspx





برداشت های اشتباه از ارزشیابی توصیفی چهارشنبه 4 مرداد 1396
اخبار جدید از روند اجرای ارزشیابی توصیفی شنبه 20 خرداد 1396
تحلیل ادراک و تجربه زیسته معلمان ابتدایی از دلایل ناکارآمدی برنامه ارزشیابی توصیفی ـ کیفی: مطالعه به روش پدیدارشناسی سه شنبه 15 فروردین 1396
تجربه‌های معلمان مدارس ابتدایی از اجرای طرح ارزشیابی توصیفی سه شنبه 8 فروردین 1396
تاریخچه و اهداف ارزشیابی کیفی و توصیفی دانش‌آموزان دوشنبه 9 اسفند 1395
امتحان نهایی مقطع ابتدایی در بعضی از كشورهای جهان شنبه 25 دی 1395
فقط شعار تحویل ندهید! شنبه 22 آبان 1395
وسایل آزمایشگاهی با توضیح پنجشنبه 20 خرداد 1395
درخشش18 نفر از دانش آموزانم در آزمون های استعدادهای درخشان و نمونه دولتی در سال تحصیلی 93 – 92 کلاس ششم 3 دبستان دولتی امید انقلاب2 تعداد کل دانش آموزان 34 نفر جمعه 21 آذر 1393
ارزشیابی توصیفی با سایر اجزای نظام آموزشی هم خوانی ندارد! چهارشنبه 2 مهر 1393
تحقیقات معتبر پیرامون ارزشیابی توصیفی شنبه 29 شهریور 1393
آنچه که در باره ارزشیابی توصیفی می خواهید بدانید جمعه 20 تیر 1393
بررسی و آسیب شناسی الگوی ارزشیابی كیفی توصیفی پنجشنبه 8 خرداد 1393
به عنوان یك معلم یادم باشد سه شنبه 12 فروردین 1393
مصاحبه با دکتر حسنی پیرامون ارزشیابی توصیفی یکشنبه 10 آذر 1392
لیست آخرین پستها